|
سه شنبه 15 / 5 / 1391برچسب:, :: 16:28 :: نويسنده : no name
وقتی گفتی عاشقم باش دل و جونمو ربودی شدی آغاز و واسه من مثل یک پرنده بودی وقتی اومدی که دنیام از غم بی کسی پر بود لحظه هام خالی و پوچ و نگاهامون دوره دور بود وقتی اومدی شنیدم از لبات قصه ی عشقو به دلم گفتم نمیخوام دیگه این روزای زشتو تو اومدی برای من پناه آخرین شدی تو سرزمین بی کسی واسم یه هم زبون شدی تو اومدی.غریبه ها باید برن یه جای دور آخه فقط مال منی میون سرزمین نور حالا که اومدی بمون واسه همیشه.تا ابد الهی زندگیت باشه تا همیشه طعم غزل
![]()
![]() |